MIME-Version: 1.0 Content-Type: multipart/related; boundary="----=_NextPart_01C974A9.AB48A690" Ce document est une page Web à fichier unique, ou fichier archive Web. Si ce message est affiché, votre navigateur ou votre éditeur ne prend pas en charge les fichiers archives Web. Téléchargez un navigateur qui prend en charge les archives Web, par exemple Windows® Internet Explorer®. ------=_NextPart_01C974A9.AB48A690 Content-Location: file:///C:/08A5CB02/zahrabaniyaghoub.htm Content-Transfer-Encoding: quoted-printable Content-Type: text/html; charset="us-ascii"
=
چه
نسبتی باهم
دارید؟
=
ما
نامزدیم
=
مدرک
...مدرکتان کو؟<=
/span>
=
همراه=
605;ان
نیست=
=
"چندمین"
بارتان است؟
=
جواب
نمی دهد.
=
غیر از
این آقا با
"چند نفر
دیگر" ارتبا=
1;
داری؟
=
و این جملات
آغازی است بر
وقوع یک فاجع=
607;
، فاجعه ای که
باز هم در این
مملکت تکرار
شده است و یاد=
1605;ان
نرفته اقدام
خودسرانه
ماموران امر
به معروف و
نهی از منکر
کرمان را که
دختران و
پسران را در
خیابان
دستگیر
میکردند و
خودشان حکم
داده و اعدام
میکردند .
فجایعی که قل=
576;
هر انسان و
بلکه حتی هر
حیوانی را
شدیدا به درد
می آورد .
=
عصرایران - با
گذشت حدود یک
سال از مرگ
مشکوک دکتر
زهرا بنی
یعقوب ،
خانواده وی ب=
575;
انتشار نامه
ای خطاب به
مردم ایران ا=
586;
بی نتیجه بود=
606;
این پرونده و
عدم مجازات
متهمان آن
انتقاد کردن=
83;
.
=
متن این نامه
كه از سوی
خانواده زهر=
75;
بنی یعقوب در
اختیار كانو=
06;
زنان ایرانی
گذاشته شده ا=
587;ت
- بدون
پیشداوری
درباره
محتوای آن - به
شرح زیر است:
به نام خدا
=
مردم آگاه
ایران ،بویژ=
07;
فعالان حقوق
بشر
=
بیش از یكسال
از مرگ مشكوك
فرزند
دلبندمان دك=
78;ر
زهرا بنی
یعقوب در
بازداشتگاه
امر به معروف
و نهی از منكر
همدان می
گذرد.<=
o:p>
=
در این مدت
تلاش فراوان=
40;
از سوی ما ،
وكلای مدافع
پرونده ،
فعالان حقوق
بشر و حقوق
زنان و روزنا=
605;ه
نگاران مستق=
04;
برای كشف
حقیقت صورت گ=
585;فته،
اما متاسفان=
07;
تاكنون
پرونده به
نقطه روشنی
نرسیده است و
متهمان
همچنان آزاد
هستند و
مجازاتی برا=
40;
آنها در نظر
گرفته نشده
است.
=
هیچ كس پاسخ
مشخصی به ما
نمی دهد.به
همین دلیل با
مروری بر
پرونده
دخترمان از
شما یاری می
خواهیم و جمل=
607;
تامل برانگی=
86;
یك هزار
دانشجوی پزش=
03;ی
را كه چند روز
قبل با ارسال
توماری برای
رییس قوه
قضائیه نسبت
به چگونگی
روند رسیدگی
به این پروند=
607;
اعتراض كردن=
83;
، یاد آوری می
كنیم :"این ات=
601;اق
می توانست و
می تواند برا=
740;
هركدام از فر=
586;ندان
ایران زمین
روی دهد."
=
فرزند ما ،
دکتر زهرا بن=
740;
یعقوب دانش
آموخته دبیر=
87;تان
تیزهوشان
،نفر 23 آزمون
سراسری
دانشگاهها و
فارغ التحصی=
04;
دانشگاه علو=
05;
پزشكی تهران
از حدود هشت
ماه قبل از
مرگش ، در
مناطق محرم
همدان و کردس=
578;ان
در حال طبابت
بود . او به
خاطر پدرش که =
1586;ندانی
سیاسی رژیم
شاه بود ، از
طرح خدمت اجب=
575;ری
پزشکان
معافیت داشت =
608;
حضورش در این
مناطق محروم
کاملا
داوطلبانه
بود .
=
=
زهرا ی 27 ساله
ما ،روز جمعه 20
مهرماه 86 ساعت =
10
صبح در پارکی
در شهر همدان
به همراه
نامزدش توسط
ماموران ستا=
83;
امر به معروف
دستگیر شد .
مسوولان این
ستاد بیش از 24
ساعت ما را در
جریان
بازداشت دخت=
85;مان
قرار ندادند .
چرا که بازدا=
588;ت
او را از
اختیارات
قانونی خود م=
740;
دانستند .
=
ساعت 11 صبح روز
شنبه سرهنگ
"..." با لحنی
توهین آمیز ب=
575;
ما تماس گرفت
و ضمن بیان
اجمالی
ماجرای بازد=
75;شت
، به پدر زهرا
گفت که فردا
به همدان بیا=
740;ید
. پدر می پرسد:"
چرا فردا ؟ من
می توانم امش=
576;
خود را به
همدان برسان=
05;
". او با اصرار
زیاد از سرهن=
711;
"..." می خواهد
که با دخترش
صحبت کند که
اجازه نمی ده=
583;
.
=
به گفته قاضی
، روز دوم
بازداشت ،
زهرا که از تم=
1575;س
ستاد با
خانواده اش ب=
740;
خبر است ،
دائم خواهش م=
740;
کند که اجازه
دهند یک تلفن
کوتاه به خان=
608;اده
اش بزند تا
برای آزادی ا=
588;
به همدان
بیایند . ( از
صحبت های قاض=
740;
در روز دوم )
=
سرانجام حدو=
83;
ساعت پنج بعد
از ظهر و با
دستور قاضی
اجازه صادر م=
740;
شود که زهرا
با ما تماس بگ=
1740;رد
. پدر و مادر در
راه هستند و
نمی تواند با
آنها تماس
بگیرد . به
برادرش ، رحی=
605;
، تلفن می زند &=
#1608;
با توجه به
اشکال در خط
موبایل در
منطقه ای که
برادر حضور
داشت ، تماس
تلفنی به بیش
ازچند کلمه
نمی رسد . پس با
محل کار خود
تماس می گیرد
و تقاضای دو
روز مرخصی می
کند تا
بیمارانش با
درهای بسته
درمانگاه
مواجه نشوند .=
span>
=
تلاش برادر
برای تماس
دوباره
نهایتا به ای=
606;
ختم می شود که
برای صحبت با
خواهرش باید
تا ساعت 9 شب
صبر کند <=
span
dir=3DLTR style=3D'color:black'>.
=
ساعت حدود هش=
578;
و نیم شب بود .
موبایل براد=
85;
زنگ می خورد
که پیش شماره
همدان را می
بیند . این بار
تماس چند
دقیقه طول می
کشد . برادر در
گفت و گو با
زهرا احساس م=
740;
کند وضعیت
روحی زهرا در
شرایط خوبی
است . او در
جواب این سوا=
604;
برادر که می
پرسد تو را
اذیت نکرده
اند ، می شنود&q=
uot;
نه" و
بلافاصله می
گوید:" کسی
بالای سرم
ایستاده است .&q=
uot;
=
برادر به زهر=
575;
اطمینان می
دهد که پدر با
پول نقد و سند
در راه همدان
است و حدود یک
ساعت دیگر به
آنجا می رسد .
تماس تلفنی ب=
575;
"خداحافظ
آبجی جان" و
خداحافظ
داداش" به
پایان می رسد .<=
/span>
=
بعد از این
تماس دقیقا چ=
607;
اتفاقی
افتاده ، معل=
608;م
نیست . و غیر از
اعضای ستاد
امر به معروف
،فقط خدا می
داند . پدر و
مادر زهرا
ساعت 10 شب به
همدان می رسن=
583;
. در جلوی
بازداشتگاه
با عجیب ترین
توهین ها
مواجه می شون=
583;
. یکی از اعضای
ستاد به پدر
زهرا می گوید
از نظرما دخت=
585;
تو صلاحیت
پزشک بودن در
این مملکت را
ندارد . این
فرد یک هفته
پس از خاکسپا=
585;ی
زهرای
عزیزمان ، با
خانواده
عزادار ما
تماس گرفت و
با انواع
تهدیدها از م=
575;
خواست که
پرونده را
پیگیری نکنی=
05;
. ( اسم این فرد
حتی در بین
متهمین وجود
ندارد . ما از ا=
و
به این دلیل
نیز که
خانواده ما ر=
575;
تهدید کرده ،
شکایت کرد ه
ایم اما دریغ
از یک احضار و
بازجویی کوچ=
05;
که در باره اش
صورت گرفته
باشد . )
=
پدر زهرا هنو=
586;
از یاد نبرده
است كه سرهنگ&qu=
ot;
..." چند ساعت پس
از وقوع این
فاجعه با خند=
607;
با او روبرو
شد و گفت
:"برای پیگیر=
40;
وضع دخترت به
آگاهی برو ،ن=
607;
!برو دادسرا
،نه !بهتر است &=
#1576;روی
پزشك
قانونی."ریی=
7;
ستادامر به
معروف به خاط=
585;
مرگ تلخی كه
در حوزه تحت
نظارتش اتفا=
02;
افتاده بود
،كمترین
نگرانی
،اضطراب و یا
ناراحتی
نداشت.
=
اورژانس
منطقه ، پس از
معاینه جسد
زهرا در ساعت
نه و نیم شب ،
عنوان می کند
که او قبل از
ساعت هشت شب
فوت کرده است .
ما بارها و در
جریان
بازپرسی به
این گزارش
دروغ اعتراض
کردیم . اگر او
ساعت هشت شب
فوت کرده چگو=
606;ه
می توانسته د=
585;
ساعت هشت و
نیم شب با
برادرش صحبت
کرده باشد .
آنها از ما
پرسیدند که چ=
607;
مدرکی برای
اثبات این
ادعای خود
دارید ؟ ما در
پاسخ گفته ای=
605;
غیر از شش
نفری که در
كنار برادر
زهراشاهد
مکالمه بودن=
83;
، می توانید
پرینت مکالم=
07;
های تلفن
همراه برادر=
88;
را بگیرید تا
معلوم شود کی
و از کجا با او
تماس گرفته
شده است . اما
چهار ماه طول
کشید تا این
پرینت را
دراختیار ما
بگذارند . ( چرا
چهار ماه ؟
کسی به این
سوال ما
نیزجواب ندا=
83;ه
است .) در این
پرینت نه تنه=
575;
خبری از
مکالمه ساعت
هشت و نیم شب
زهرا با
برادرش نیست =
548;
بلکه ساعت
تماس ها هم به
هم ریخته و
نامرتب است .
به عنوان مثا=
604;
تماس ساعت 5
بعد از ظهر پس
از تماس ساعت 6
ثبت شده است .
از نظر ما این
دستکاری در
اسنادی است ک=
607;
می توانست به
حقیقت ماجرا
کمک کند.
=
پس از انتقال
جسد زهرا به
پزشکی قانون=
40;
، آنها ساعت
مرگ را 9 صبح
روز شنبه
اعلام می کنن=
583;
. در حالیکه
ساعت 5 بعد از
ظهر و هشت و
نیم شب با
برادرش صحبت
کرده و حدود
ساعت 5 بعد از
ظهر همان روز
هم یک قاضی او
را دیده و با
او صحبت کرده
است .
=
بر اساس گزار=
588;
پزشک قانونی
دو کبودی روی
پاهای زهرا
مشاهده شده
است . کبودی
روی ساق پای
چپ و کبودی
روی ران پای
راست . اما به
علل احتمالی =
575;ین
کبودی ها
اشاره ای نشد=
607;
است . آنها
ادعا می کنند
زهرا خودش را
در اتاقی که
زندانی بوده
با پارچه های
تبلیغاتی حل=
02;
آویز کرده اس=
578;
. اما توجه نمی
کنند آیا کسی
می تواند در
فاصله یک و
نیم متری اتا=
602;
رئیس
بازداشتگاه
در حالی که در
اتاق بسته اس=
578;
، خود را از
چارچوب همان
در بسته حلق
اویز کند و
هیچ صدایی هم
از او شنیده
نشود ؟
=
به نظر ما دست
اندر کاران
پرونده به
تناقض های
دیگری هم که
در این پروند=
607;
وجود دارد ،
توجه نمی کنن=
583;
. عجیب تر آنکه
پزشکی قانون=
40;
به خونی که از
بینی و گوش
زهرا بیرون
آمده ، هم
توجهی نكردن=
83;
و در هیچ کدام &=
#1575;ز
گزارش هایشا=
06;
به آن اشاره
نکرده اند.
=
دو -سه روز پس
از مرگ دلخرا=
588;
فرزندمان ،ی=
03;ی
از معاونان...
با پدر زهرا
دیدار كرد و
به او گفت
:"دیروز در
شورای تامین
استان حرف از
شما بود كه
جزو زندانیا=
06;
سیاسی زمان
شاه هستید و
زحمت های
زیادی برای
پیروزی
انقلاب كشید=
07;
اید .ما
مشكلات زیاد=
40;
داریم.
دانشجویان
پزشكی به خاط=
585;
این حادثه هم
اكنون در
اعتصاب هستن=
83;
رادیوهای
خارجی در این
باره در حال
سمپاشی هستن=
83;
،انتخابات
مجلس هم نزدی=
603;
است خواهش ما
از شما این
است كه حتی به
اقوام خودتا=
06;
هم نگویید كه
فرزندتان در
ستاد امر به
معروف فوت كر=
583;ه
است.مثلا
بگویید تصاد=
01;
كرده و یا
دچار ایست
قلبی شده است.
"
=
این فقط نمون=
607;
ای كوچك از
برخورد یكی ا=
586;
مسوولانی اس=
78;
كه به جای
دادخواهی از
خون به نا حق
ریخته شده
زهرا ما را
توصیه به درو=
594;
گفتن در باره
مرگ دخترمان
كرده است.از
این مسوولین
می پرسیم كه
آیا هرگز در ب=
1575;ره
برخورد امام
علی (ع) با
مدیران
خلافكار خود
چیزی نخواند=
07;
و یا نشنیده
اند ؟ آیا از
یاد برده اند
كه امام علی
به خاطر ظلمی =
1603;ه
بر زن یهودی
توسط
كارگزارانش
رفته بود ،خو=
606;
گریست؟
=
در زمانی که
پیکر پاک
فرزند
عزیزمان را
دفن می کردیم
، از بینی و
گوش او خون
جاری بود که
هم ما و هم
حاضران را
منقلب کرد . ما
با چند پزشک
متخصص تماس
گرفتیم که هم=
711;ی
گفته اند کسی
که حلق آویز
شده باشد به
هیچ وجه گوش و
بینی اش خون
ریزی نمی کند
و این از نشان=
1607;
های ضربه مغز=
740;
است .
=
بنابراین
خانواده
تقاضای نبش
قبر را برای
بررسی
احتمالی ضرب=
07;
مغزی داد که
جواب نامه پن=
580;
ماه بعد آمد .
البته ما با
توجه به وضعی=
578;
روحی و جسمی
مادر زهرا از
این کار منصر=
601;
شدیم . به ویژه
که پزشکان مت=
582;صص
گفته بودند پ=
587;
از پنج ماه
آثار جرم تا ح=
1583;
زیادی ازمیا=
06;
می رود و
شناسایی را
مشکل می کند .<=
span
dir=3DLTR style=3D'color:black'>
=
ما با توجه به
تناقضات
متعددی که در
پرونده بود و
همچنین
احتمال حمای=
78;
از متهمین ،
این موارد را
به رئیس قوه
قضائیه اطلا=
93;
دادیم و
درخواست
کردیم پروند=
07;
به تهران منت=
602;ل
شود . در نهایت
در اسفند 86
موفق شدیم ،
موافقت اقای
شاهرودی و
دیوانعالی
کشور را برای
این کار
بگیریم
=
ده روزبعد
برای پیگیری
سرنوشت
پرونده دختر=
05;ان
به تهران ،
بارها و باره=
575;
به دادسراها=
40;
مختلف مراجع=
07;
کردیم . آنها ه&=
#1585;
بار حرفی می
زدند ، چند
بار هم گفتند
که پرونده در
تهران است .
اما نمی
توانیم
بگوئیم در کد=
575;م
شعبه و کدام
دادگاه در حا=
604;
بررسی است
=
قاضی ... نیز
یكبار در صحب=
578;
با پدر زهرا
به او گفت كه
اگر وكلای
مدافع پروند=
07;
(خانم شیرین
عبادی و آقای
عبدالفتاح
سلطانی) را
عوض كنید.ما
برای به نتیج=
607;
رسیدن پروند=
07;
با شما همكار=
740;
خواهیم كرد.ا=
608;
به پدر زهرا
گفت :"من برای =
1588;ما
خیلی زحمت
كشیده ام و در
این پرونده د=
607;
مورد تخلف از
اعضای ستاد
امر به معروف
گرفته ام."
=
او چند ماه
بعد از پدر
زهرا خواست:"
به اتفاق وكل=
575;
به همدان
بیایید و
بنشینید با
متهمان گفت و
گو و موضوع را
حل و فصل
كنید."
=
قاضی ... آنچنان
در باره حل و
فصل پرونده ب=
575;
ما سخن می گفت
كه انگار در
باره یك دعوا=
740;
كوچك و شخصی
-خانوادگی حر=
601;
می زند.
=
سرانجام در
تیرماه 87 ،
یعنی چهار ما=
607;
بعد از این که
قرار بود
پرونده در
تهران بررسی
شود ، دادگاه
همدان بدون
توجه به رای
دیوان عالی
کشور ، تمامی
متهمین را با
نوشتن این
جمله " که
اصولا جرمی
اتفاق
نیافتاده که
بتوان در بار=
607;
آن رای صادر
کرد " ، از همه
اتهامات مبر=
75;
کرد .
=
باز پرس
پرونده در
شرایطی این
حکم را صادر
کرده بود که
در خلاصه
پرونده ای که
به امضای خود=
588;ان
رسیده ، هشت
مورد تخلف از
جمله دستکار=
40;
در پرونده
برای افزایش
مدت بازداشت
و... به چشم می
خورد و این
تخلف نیز مور=
583;
اعتراض قاضی
کشیک قرار
گرفته بود .
=
با اعتراض ما
و با توجه به
رای دیوان
عالی کشور ،
سرانجام
پرونده به
تهران منتقل
شد . پرونده
فعلا در تهرا=
606;
است و ما به
عنوان
خانواده زهر=
75;
همچنان به دن=
576;ال
بررسی دقیق
صحنه هستیم ک=
607;
ایا اصولا
امکان این
اتفاق به آن
شکل که عنوان
شده وجود دار=
583;
یا نه؟
=
اما هیچ كدام
از مسوولان و
دست
اندركاران
پرونده پاسخ
مشخصی به ما
نمی دهند.آیا
در این كشور
فریادرسی
برای پیگیری =
608;
شناسایی
دلایل و
مقصران مرگ
مظلومانه
فرزند ما كه م=
1740;
توانست برای
خود ،خانواد=
07;
و جامعه اش
مفید باشد
وجود ندارد؟
آیا فریاد رس=
740;
در این كشور ه=
1587;ت
كه داد
فرزندمان را
بستاند؟
خانواده
داغدار دكتر
زهرا بنی
یعقوب
=
=